سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شبکه حدیث
     
 
 
صفحات جانبی
لینک های مفید
آتیه سازان اهواز
طلبه ی نوپا
هم از آفتاب ...
پایگاه حجة الاسلام و المسلمین حاجتی
طلبه بی تعارف
مکتب شیعه
ان ربک لبالمرصاد
"پایگاه خبری تحلیلی فاتج دهم"
کنانه
با ولایت تا شهادت
انجمن پرستاری دانشجویان ایران
خورشید عالم تاب
خبرنامه
 
آمار بازدیدکنندگان
بازدید امروز : 79
بازدید دیروز : 135
کل بازدید : 156494
کل یادداشتها ها : 150
لوگوی وبلاگ
وبلاگ طلبه بسیجی

حمایت می کنیم
انجام واجبات ، ترک محرمات

آیت الله خوشوقت

یادش بخیر و خدا رحمتش کنه ، خیلی تعریفشون رو شنیده بودم ، می گفتن استاد اخلاق هست . سال 87 رو میگم ، هنوز طلبه نشده بودم . می گفتن هر دو هفته یک بار پنجشنبه ها برای درس اخلاق تشریف میارن قم و برخی از اساتید ما از اهواز  خدمت ایشون می رسیدن . یک روز برای انجام کاری به شهر مقدس قم اومدم ، ظاهرا قرار بود خداوند توفیق زیارت این عالم بزرگوار رو نصیبم کنه ، اونقدر کارم طول کشید تا پنجشنبه شد و به زینبیه ای ( اسم مکان ، زینبیه بود ) که ایشون تشریف میارن رفتم .

ایشون صحبت می کرد و طلبه ها رو نصیحت می کرد ، اما من مبهوت عظمت ایشون ، واقعا شیرین صحبت می کرد برخلاف آنچه در مورد اساتید اخلاق و علما شنیده بودیم ، ایشون خیلی عامیانه صحبت می کردند و البته بسیار شوخ طبع .

یکی از طلبه ها در مورد خیر دنیا و آخرت از ایشون سوال کرد و در جواب طلبه پرسشگر  فرمود : طلبه ها ! خیر دنیا و آخرت در انجام واجبات و ترک محرمات هست ، پول زیاد می خواهید ؟ همسر مومن و خوب می خواهید ؟ بهشت را می خواهید ؟ پس واجبات را ترک نکنید و از محرمات دوری کنید .

خدا رحمتشون کنه ، امسال در جمع ما نیستن ، آیت الله خوشوقت رو عرض می کنم واقعا استاد اخلاقی بودن که همنشینی با ایشون لذت بخش بود . در مورد نصیحت ایشون هر چی فکر کردم ، دیدم حق با ایشون هست ، هر آنچه انسان می طلبد در همین دو جمله هست : انجام واجبات و ترک محرمات .

 


برچسب‌ها: آیت الله خوشوقت، انجام واجبات، ترک محرمات
به نظر شما چه تیپی بهتر بود؟

طلبه

خیلی فکرکرده بودم که تیپم چطوری باشه . اولین روز رسمی درس هایم بود، خیلی برام مهم بود که چه لباسی بپوشم . درمدتی که برای ثبت نام وپذیرش به حوزه می رفتم طلبه های مختلفی رو دیده بودم ، با بعضی ها هم دوست شده بودم وسعی می کردم اطلاعات بیشتری از آنها بگیرم . برخلاف انتظارم انگار مساله ی لباس و تیپ طلبگی برای آن ها هم خیلی مهم نبود . اگر از آن ها که لباس آخوندی داشتند بگذریم ، بعضی ها پیراهن یقه شیخی می پوشیدند ، بعضی ها هم پیراهن رنگی و تقریبا همه پیراهن ها روی شلوار بود . با این حساب می شد گفت خیلی حساب و کتابی نداشت . اگه پیراهن هایم آستین کوتاه نبود می توانستم همین لباس های همیشگی رو بپوشم .

ولی نه ؛ این ها به دلم نمی چسبید ، باید لباسی می پوشیدم که معلوم باشد طلبه شده ام ، بالاخره باید یک فرقی با بقیه می کردم .

دوباره سعی کردم که همه ی طلبه هایی رو که در حوزه ی علمیه دیده بودم در ذهن مرور کنم . انواع لباس ها در ذهنم رژه می رفتند ، همه رو خوب مجسم کردم و بعد هم ، در عالم خیال قیافه ی خودم رو با هر کدوم از این لباس ها « پرو » کردم . فقط یکی به دلم چسبید ، یک طلبه ی نوجوان هم قد و قواره ی خودم ، لباسش داد می زد که طلبه است .

پیراهن یقه شیخی سفید و بلند که تا نزدیکی های زانویش می آمد ، می شد گفت کمتر از یک وجب بالای زانو ، یک تسبیح سیاه بلند و کله ای نسبتا کچل و یک کلاه سیاه کوچوچلو و یک نعلین ورنی زرد ، البته نمی دانم چرا این نعلین آنقدر کوچک بود که فقط نصف پایش را گرفته بود . راستی یک عبای مشکی هم داشت . البته خودمانیم با همه ی کلاسی که گذاشته بود ولی باز هم صفر کیلومتر بودنش تابلو بود .

صبح زود لباسم رو پوشیدم ، خودم رو جلوی آینه ورانداز می کردم ، انصافا آخر طلبگی بودم ، تیپم حرف نداشت ، انگار آخوندی رو روی پیشانی من نوشته اند ، مادرم می گفت : ننه ماشاءالله ، اصلا این قیافه جون می دهد برای شیخی ، با خودم گفتم : حالا کجاش رو دیدی بذار عمامه بگذارم اون وقت می فهمی قیافه ی شیخی یعنی چه !!!

بالاخره با سلام و صلوات از زیر قرآن ردم کردن و راهی حوزه علمیه شدم ، توی حوزه ، همه من رو نگاه می کردند و من هم حسابی از تیپ خودم کیف می کردم .

وقتی رفتیم سر کلاس ، همه کتاب ها رو باز کردند استاد شروع کرد : بسم الله الرحمن الرحیم ، اول العلم معرفة الجبار و ... .

ولی من !! بله من هیچ دفتر و کتابی با خود نداشتم ، آنقدر هوش و حواسم مشغول لباس و تکمیل شدن تیپ طلبگی بود که هیچ دفتر و کتابی برنداشته بودم و اصلا راجع به درس فکر نکرده بودم ، به کلی فراموش کرده بودم که برای درس خواندن آمده ام ، که با نگاه استاد ، نگاه بچه ها به طرف من برگشت ، با دست پاچگی پرسیدم : کتاب ها رو کجا می فروشند ؟ نمی دانستم کتاب ها رو از کجا تهیه کنم .

استاد گفت : عیبی نداره ، بعد از کلاس آدرس می دم .

وقتی کلاس تمام شد استاد ، تکه کاغذی به من داد و گفت : این هم آدرس ، کاغذ رو باز کردم ، زیر آدرس این جمله ، چشم رو جذب می کرد که :

صورت زیبا برادر هیچ نیست                گر توانی سیرت زیبا بیار

نکته اخلاقی : با اینکه قیافه ی ظاهری انسان مهم هست ، اما این قیافه ی ظاهری نباید ما رو از باطن و هدف اصلی خودمون غافل کنه .


برچسب‌ها: طلبه، تیپ
شغل طلبه ها چیست؟

 

طلبه

براى کسانى که خارج از دنیاى طلبگى زندگى مى‏‌کنند، همیشه این سؤال وجود دارد که شغلِ طلبه‏‌ ها چیست؟ آنان براى گذران زندگى، چکار مى‏‌کنند؟ از چه طریقى هزینه‏‌هاى زندگی ‏شان را مى‏‌پردازد؟ طلبگى، یک شغلِ تمام وقت است. یک شغلِ سخت که با کار و تلاش و صبر و تحملِ بسیار زیاد همراه است. شغلى که بر روى همه زندگىِ شما تأثیر مى‏‌گذارد و آن را تحتِ تأثیر قرار مى‏‌دهد. شغلى که نیازى به اداره و میز ندارد، بلکه حتى هنگام قدم زدن در خیابان هم به دنبالِ شماست.

در این رویکرد شغلِ طلبه‏‌ ها، تحقیق و پژوهش در حوزه علومِ دینى است. طلبه‏‌ ها، متخصصان و پژوهشگرانِ حوزه علومِ دینى مى‏شوند. از همین طریق، آنان سؤالات و نیاز‌ها و مواردِ شرعىِ دیگران را حل و فصل می کنند. پاسخ به سؤالاتِ دینى و مسائلِ شرعى، آدابِ تولدِ فرزند (مثل اذان گفتن در گوش) و از دنیا رفتن (مثل تلقین) بر طرف کردنِ شبهات، پیش نماز بودن و خواندنِ نماز، آموزشِ مسائلِ دینى و اعتقادى، راهنمایى در معرفىِ سبکِ زندگىِ اسلامى و…

این سطحِ اولِ این شغل است که ممکن است عده‏ اى از طلبه‏‌ ها، فقط در همین سطح باقى بمانند و به آن بپردازند. طبیعتا کسانى که در این سطح فعالیت مى‏‌کنند، نیاز به قدرت بیان، روان‏شناسى مخاطب، سرعت به یادآورىِ زیاد و… دارند. طلبه‏‌ هایى که در این سطح مشغول هستند، بدونِ آنکه هزینه یا پولى بگیرند، این کار را انجام مى‏‌دهند. ممکن است شما در قطار با آنان برخورد کنید، در صفِ نانوایى، در تاکسى، در یک مهمانى، و آن طلبه بدونِ آنکه از شما هزینه‏‌اى بخواهد، ممکن است ساعتى براى شما وقت بگذارد و به سؤالاتِ شما پاسخ بدهد.

اما سطحِ بعدى، منبر رفتن است. منبر هنوز هم یکى از مهم‌ترین جایگاه‏‌هاى دینى و حتى تاریخى را در میانِ طلبه ‏‌ها دارد که به نوعى، هویتِ آنان به شمار مى‏‌رود. آگاهى دادن درباره مسائلِ دینى و تاریخى و هشدار و تذکر درباره مسائلِ روز، یکى از مهم‌ترین اهداف در این منابر به حساب مى‏‌آید.

تصور نکنید که همه طلبه هایى که منبر مى‏‌روند، با رقم‌هاى بسیار بالا این کار را انجام مى‏‌دهند. چند نامِ مشهور را که کنار بگذارید، باقى طلبه‏‌ ها رقم هاى بسیار معمولى براى این کار می گیرند. طبیعتا وقتى که طلبه ‌اى کارش این باشد، نمی‌تواند به حرفه دیگرى بپردازد.

هر چند باید توجه داشته باشید که منبر رفتن، فقط بالا رفتن از پله‏ های منبر نیست، بلکه به سال ها و ساعت ها وقت نیاز است.  او باید مدام تحقیق کند و به مسائلِ دینى و روز کاملاً مسلط باشد تا بتواند از عهده منبرهاى سنگین برآید.

همچون پزشکى که سال‌ها وقت گذاشته و حتى براى نجاتِ جانِ انسان ‌ها، هزینه مى‏گیرد، چون زندگى‏ اش از این طریق مى‏ گذرد و براى اینکه به این درجه برسد، باید تمام وقت در این حرفه بماند، طلبه ‏اى که منبرى مى ‏شود هم چنین وضعى دارد. به نسبت، طلبه‏ هاى منبرى هزینه‏ هاى بسیار کمترى نسبت به پزشکان مى‏ گیرند و معمولاً هم باعثِ مرگِ بیمارانشان (خصوصا در بیمارستان‌ ها بر اثرِ اشتباه) نمى ‏شوند.

اضافه کنید به این لیست، انواع و اقسامِ مشاوره ‏هاى رایگانى را که طلبه‏ هاى منبرى، به کسانى که بعد یا قبل از منبر به نزدشان مى‏ روند و آنان بدونِ هیچ هزینه‏ اى، اختلاف و دعواهاى همه را حل مى کنند. مشاورهایى که حتى روز‌ها و ماه ‌ها، وقت و بى وقت، ادامه دارند.

هر چند که طلبه ها از‌‌ همان ساله هاى اولِ ورود به دروسِ حوزوى، تعلیم دادن را مى‏ آموزند، اما تبدیل شدن به اساتیدِ مجرب، سطحِ کاملاً جدایى دارد. تدریس، یکى از مهم‌ترین کارهایى است که طلبه‏‌ ها انجام مى‏ دهند. اساتیدِ بسیار توانایى که در حیطه علومِ عقلى و نقلى، در زمره بهترین‏‌ها به حساب مى‏ آیند. توجه داشته باشید که اساتید در حوزه، هیچ هزینه ‏اى نمى‏گیرند و فقط براى رضاىِ خدا، بالا‌ترین مفاهیمِ علمى را به شاگردانِ خود مى ‏آموزند.

هر کسى مى‏ تواند (از هر طبقه و شغل و نژادى که باشد) بر سَرِ دروسِ حوزه (حتى در بالا‌ترین سطوح، همچون درس خارج) حضور یابد و تا هر زمان که بخواهد، آن را پیگیرى نماید. نه کسى از او مى‏ پرسد که چرا به این درس مى‏ آید و نه کسى مى‏ خواهد که فرمى را پر کند و نه هزینه‏ اى از او گرفته مى‏ شود. این یکى از ویژگیهاى منحصر به فردِ دروسِ حوزوى است که در هیچ محیطِ دانشگاهى، دیده نمى‏ شود.

محقق و پژوهشگر بودن، یکى دیگر از سطوحى است که طلبه‏‌ها در آن مشغول مى‏ شوند. یعنى طلبه ‏هایى که با انتخابِ یک رشته تخصصىِ نقلى یا عقلى، تبدیل به محقق و پژوهشگر مى‏ شوند و در پژوهشگاههاى علومِ اسلامى، دست به پژوهش و نوآورى مى‏ زنند. خوشبختانه امروزه با گسترشِ تعدادِ این پژوهشگاه‌ها و راه افتادنِ کرسى ‏هاى بحث و بررسى و مناظره، این سطح از رونق بسیار خوبى برخوردار است، هر چند که همیشه جا براى بهتر شدن و رسیدن به کیفیت بالا‌تر، وجود دارد.

فقط عده‏ اى از طلبه‏‌ها مى‏ توانند به درجه اجتهاد برسند. همانطور که در سایرِ علوم هم عده ‏اى متخصص در یک رشته به خصوص مى‏ شوند. (مثل نسبت پزشکانِ عمومى با متخصصانِ جراحى قلب). طبیعتا کسانى که به این درجه مى‏ رسند، از احترامِ بسیار زیادى برخوردار هستند و به عنوان استاد و الگو براى دیگران مطرح مى‏ شوند که نحوه زندگى و کارى که انجام مى‏ دهند، همیشه مورد توجه دیگران است.

البته این ماجرا یک روى سکه دیگر هم دارد. اینکه هستند طلبه‏ هایى که در کنارِ درس و بحثى که دنبال مى‏ کنند، به کارهایى خارج از حوزه مى‏ پردازند. تقریبا دو دلیلِ اصلى، باعثِ این گرایش مى ‏شود. ادامه مطلب...
برچسب‌ها: حجره طلبگی

مراحل تحصیل در حوزه های علمیه

دروس حوزه

در حوزه‌های علمیه شیعه، هر طلبه به طور معمول سه مرحله درسی را طی می کند:

الف) مرحله مقدمات 

در نظام فعلی حوزه علیمه قم، این مرحله شامل پایه‌های اول تا سوم است و هدف اصلی در این دوره، آموزش ادبیات عرب (صرف، نحو، معانی و بیان و)... و آشنایی با دروس پایه مثل منطق و فقه است که به طور معمول از کتاب‌های جامع المقدمات، سیوطی، مغنی و تلخیص‌های آن، المنطق و یا تلخیص المنطق و... استفاده می شود.

هدف‌های فرعی در این مرحله، بالا بردن اطلاعات عمومی مثل ادبیات فارسی و مستدل شدن و تثبیت عقاید در طلاب است.

ب) مرحله سطح

در نظام فعلی حوزه، این مرحله شامل پایه‌های چهارم تا دهم است. در این دوره اهداف زیر تعقیب می شود:

    بالا بردن قدرت فهم متون فقهی و اصولی

    آشنا شدن با روش‌های استنباط از آیات و احادیث

    خواندن یک دوره کامل فقه و اصول

    تعمیق عقاید و گسترش اطلاعات عمومی طلاب به وسیله دروس عمومی.

در این دوره به طور معمول در علم اصول کتاب هایی نظیر: معالم الاصول یا اصول الاستنباط، اصول الفقه، رسائل، کفایة الاصول تدریس می شود.

در علم فقه، کتاب هایی نظیر شرح لمعه و مکاسب تدریس می شود.

این مرحله بین چهار تا هفت سال طول می کشد که زمان آن بستگی به استعداد و تلاش طلاب دارد.

ج) مرحله درس خارج

این مرحله عالی‌ترین دوره دروس حوزوی محسوب می شود که با هدف مجتهد شدن طلاب در دو رشته فقه و اصول و توان استنباط احکام از منابع اصیل (کتاب، سنت، عقل، اجماع) برپا می شود و معمولا متن درسی خاصی ندارد. ولی برای نظم بخشیدن به مطالب، مباحث براساس کفایة الاصول در اصول فقه و جواهر الکلام، تحریر الوسیله و عروة الوثقی در فقه طرح می شود و در حقیقت این دوره تحقیقاتی حوزه محسوب می شود.

در سال‌های اخیر، رشته‌های تخصصی تفسیر و کلام و تبلیغ نیز در کنار فقه و اصول تشکیل شده است که متخصصان و محققانی در آن رشته ها تربیت می کنند.

از آنجا که رسیدن به قوه اجتهاد بستگی به استعداد و تلاش شخصی افراد دارد، لذا زمان این دوره برای افراد متفاوت است. ولی این دوره دست کم شش سال طول می کشد.


برچسب‌ها: حجره طلبگی
آدرس مرکز صیغه

روزی در پژوهشگاهی کار می کردم گفتند: شخصی تماس گرفته مشاوره می خواهد. جوانی بود گفت: جوانی هستم مشکل ازدواج دارم به این زودی نمی توانم از دواج کنم و به شدت از نظر غریزه تحت فشارم. دنبال ازدواج موقت می‌گردم.

گفتم: خب.

گفت: لطف کنید جایی رو به من معرفی کنید برای ازدواج موقت بروم.

گفتم اینجا پژوهشگاه است نه بنگاه ازدواج مگر شما در شهر خود برای ازدواج دائم از مشاور مرکز خاصی را سراغ می گیرید. گفت: خیر گفتم: خب این ازدواج هم مثل دائم است.

با ناراحتی گفت: ببین خودتون تموم و کمال استفاده می کنید به ما که می رسد خودتون را به بی خبری می زنید؟

گفتم: جریان ما همان آش نخورده است و دهان سوخته


برچسب‌ها: حجره طلبگی،صیغه
تلاش ( داستانک )

 

تلاش

دانش آموزی سر کلاس ریاضی به خواب رفت . وقتی زنگ تفریح را زدند ، بیدار شد و با عجله دو مساله ای که روی تخته ی سیاه نوشته شده بود را یادداشت کرد و با این باور که استاد ، آن را به عنوان تکلیف منزل داده است ، به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل کردن آن ها فکر کرد ، اما هیچ یک را نتوانست حل کند ، ولی در طول هفته دست از تلاش و کوشش برنداشت ، سرانجام توانست یکی از آن ها را حل کرده و به کلاس بیاورد .

استاد با دیدن آن پاسخ مبهوت شد ، زیرا آن را به عنوان دو نمونه از مسائل غیر قابل حل داده بود .

نتیجه گیری : به نظر شما از این داستان چه نتیجه ای گرفته می شود ؟؟؟


برچسب‌ها: داستان، تلاش
دختر جوان و طلبه

طلبه

نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش. 

دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد. از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند . 

صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و .... محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی که آن دختر وارد حجله من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند. 
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود . نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند . 


برچسب‌ها: اخلاق، دختر، طلبه
   1   2      >
درباره سایت
طلبه بسیجی
شریفی
فرزند لاله های در هم پیچیده و نخل های سر بریده ، فرزند ساحل و رودخانه غربت ، سرزمین شهید علی هاشمی ها یعنی ؛ شهر اهواز هستم .... تا شرک و کفر هست ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ، ما هستیم . ایمیل : s.mohammadreza70@yahoo.com
آخرین مطالب
مذاکره آری ، تسلیم هرگز !
سفرنامه کربلا ( بخش اول )
خوزستان تشنه عدالت است !
آه از آن لحظه ...
سه گپ دوستانه
پشت پرده واژه اعتدال
پاداش روزه داری
[عناوین آرشیوشده]
آرشیو
یادداشت روز
حجره طلبگی
حجاب - زن
ولایت فقیه
خاطرات رهبری
تشیع و پرسش و پاسخ
اخلاق
دانلودکده
متفرقه
امکانات